بعضیها در خود چه میبینند که در همه چیز دخالت میکنند؟:
پدیدهای که میگویی دقیقاً با «اثر دانینگ-کروگر» همخوانی دارد: افرادی که در حوزهای مهارت پایینی دارند، نه تنها متوجه ناتوانی خود نیستند، بلکه توهم برتری پیدا میکنند و به هر موضوعی سرک میکشند. مغز آنها فقدان دانش را با اعتمادبهنفس بیجا جبران میکند. در روانشناسی اجتماعی به این «خودشیفتگی حقیر» میگویند؛ غریزهای برای جبران بیاهمیتی از راه تصاحب همه چیز. جالب است که این دخالتها اغلب از اضطراب ناخودآگاه «دیده نشدن» نشئت میگیرد. چهطور میشود بدون قضاوت، ولی با مرزگذاری مؤثر با اینها مواجه شد؟
راهکار:
این افراد معمولاً تشنهٔ تأیید و اهمیت هستند و دخالتشان تلاشی ناخودآگاه برای پر کردن خلأ درونیشان است. وقتی این را بدانیم، کمتر عصبانی میشویم و به جای جبهه گرفتن، مرزهایمان را با قاطعیت و آرامش تعیین میکنیم.