به چه میاندیشی؟!
به خزانی که گذشت؟
به بهاری که نبود؟
به امیدی که کنون رفته به باد؟
یا به عهدی که دگر رفت ز یاد؟
به چه میاندیشی؟!
به دو چشمی که تورا هیچ ندید؟
به دو دستی که تورا هیچ نخواست؟
به رفیقی که غبار غمت از چهره نرفت؟
یا به قلبی که برایت سخن از ع~شق نگفت؟
به چه میاندیشی؟!
به بهاری دیگر، به امیدی ديگر یا رفیقی دیگر..️
به خزانی که گذشت؟
به بهاری که نبود؟
به امیدی که کنون رفته به باد؟
یا به عهدی که دگر رفت ز یاد؟
به چه میاندیشی؟!
به دو چشمی که تورا هیچ ندید؟
به دو دستی که تورا هیچ نخواست؟
به رفیقی که غبار غمت از چهره نرفت؟
یا به قلبی که برایت سخن از ع~شق نگفت؟
به چه میاندیشی؟!
به بهاری دیگر، به امیدی ديگر یا رفیقی دیگر..️
4.7
فلسفی غمگین دلتنگی برای گذشته از دست دادن امید رفاقت از دست رفته تکرار چرخه زندگی این متن در واقع یک «پارادوکس زمانی» را به تصویر می...