مار شدن تو عشق؛ وقتی کارما نیست:
مغز انسان عاشق، ردپای افراد خاص را مثل یک امضای شیمیایی در قشر پیشانی ذخیره میکند. پژوهشها نشان میدهد وقتی فکر میکنیم «قسمت» است، در واقع نورونهای آینهای ما دارند رفتار آن یک نفر را تقلید میکنند. کارما نیست، کد عصبی است. حالا چند درصد عشقها در لایهٔ پنهان مغز جا میمانند؟
راهکار:
عشق یعنی شخصیسازی سرنوشت؛ یک نفر میآید و قوانین را میشکند. «مار شدن» همان امضای کسی است که معادله را از جبر به اختیار میبرد. این ردپا را نه در کهکشان، که در الگوی تکرار شوندهٔ همان یک نفر پیدا میکنی.