سختیها میگذرند؛ اما خاطرهشان چرا میماند؟:
مغز ما درد را با جزئیات هیجانی بیشتری نسبت به شادی ثبت میکند؛ آمیگدال هنگام استرس نورآدرنالین ترشح میکند و خاطرات سخت را پررنگ ذخیره میکند. به همین دلیل گذشته اغلب تلختر از آنچه بود به یاد میآید. اما بازگویی یا نوشتن خاطره تلخ، فعالیت آمیگدال را کاهش میدهد و قشر پیشپیشانی آن را مهار میکند؛ یعنی یادآوریِ آگاهانه، خودش نوعی ترمیم است. پس «یادم نبود» شاید فقط انکار نباشد؛ مغزت خاطره را بازنویسی کرده.
راهکار:
گذشته فقط وقتی «گذشته» میشود که دیگر زخمش را حس نکنی؛ تا وقتی یادت هست، یعنی هنوز بخشی از امروزت است. شاید سختی تمام نشده، فقط شکلش عوض شده و حالا بهجای درد، به معنا تبدیل شده است.