عبور از حدها و طرد شدن از روشهای معمول:
آیا میدانستید که در روانشناسی «تفکر واگرا» دقیقاً همین فرآیند را توصیف میکند؟ فرد ابتدا از مرزهای ذهنی معمول عبور میکند (حدشکنی) و سپس بهدلیل خروج از هنجارهای فکری، از سوی گروههای مرجع طرد میشود. اما پژوهشهای اخیر نشان میدهد که این طردشدن موقتی است و اغلب مقدمهای برای نوآوریهای بزرگ. مثلاً انیشتین در جوانی از محافل علمی رانده شد، چون روشهایشان را به چالش کشید. سؤال برای شما: آیا تجربهی شخصی از این «رد شدن از روشها» داشتهاید که بعداً به بینش تازهای تبدیل شد؟
راهکار:
این جمله بهخوبی حس کسی را منتقل میکند که از چارچوبهای رایج عبور کرده و حالا در مرز طرد شدن از روشهای معمول ایستاده. یک نگاه دیگر: شاید «رد شدن از روشها» نه بهمعنای شکست، بلکه نشانهی آغاز یک مسیر شخصیتر و اصیلتر باشد. اگر این بیت را از زاویهی «هویتیابی از طریق مرزگذاری» نگاه کنیم، دقیقاً همان فرآیندی است که هنرمندان و نوآوران تجربه میکنند: نخست از حدها میگذرند، سپس از روشهای پذیرفتهشده طرد میشوند، تا راه خود را بیابند.