ادامه پارت سه
، از رازهایِ زمین محافظت میکردند.
وقتی واردِ حاشیهی جنگل شد، اولین چیزی که حس کرد، آرامشِ وحشتناکِ “مه” بود. مه، مثلِ یکِ پردهیِ سفید و سنگین، تمامِ جهان را از او جدا کرد. در اینجا، دیگر سئول وجود نداشت. دیگر آن خانهیِ پر از سکوتهایِ گزنده وجود نداشت. دیگر آن دخترِ چهاردهسالهیِ محبوب و شاد هم وجود نداشت. در میانِ این مه، او فقط یک “هستی” بود؛ یک موجودِ کوچک و نامرئی در میانِ عظمتِ طبیعت.
️
، از رازهایِ زمین محافظت میکردند.
وقتی واردِ حاشیهی جنگل شد، اولین چیزی که حس کرد، آرامشِ وحشتناکِ “مه” بود. مه، مثلِ یکِ پردهیِ سفید و سنگین، تمامِ جهان را از او جدا کرد. در اینجا، دیگر سئول وجود نداشت. دیگر آن خانهیِ پر از سکوتهایِ گزنده وجود نداشت. دیگر آن دخترِ چهاردهسالهیِ محبوب و شاد هم وجود نداشت. در میانِ این مه، او فقط یک “هستی” بود؛ یک موجودِ کوچک و نامرئی در میانِ عظمتِ طبیعت.
️
2.0
فلسفی تنهایی تنهایی در طبیعت آرامش وحشتناک حس مه در جنگل رازهای زمین مه در حقیقت یک پدیدهٔ فیزیکیست: وقتی ذرات آب در هو...