ستارهها و رؤیا؛ زیباییِ ندانستن در آسمان شب:
نورِ ستارگانی که میبینی، عمری در فضا سفر کرده است؛ شاید ستارهای که همین حالا به آن خیره شدهای، میلیونها سال پیش منفجر شده و دیگر وجود نداشته باشد. به عبارتی، آسمان شب یک «تاریخفشرده» است و قطعیتِ آنیِ چشم، فریبنده است. این فاصلهٔ زمانی همانقدر رؤیا میسازد که ابهام میآفریند. آیا ما همیشه دیرتر از واقعیت به واقعیت میرسیم؟
راهکار:
اگر ندانستن را نه خلأ، که بستر رؤیا ببینی، آسمان شب از تماشا به تجربه تبدیل میشود. همین ابهام، نقشهای برای خیال است؛ از یک ستاره شروع کن و برایش قصه بساز.