حس بیپناهی؛ نه راهی نه پناهی:
در روانشناسی به این حالت «درماندگی آموختهشده» میگویند؛ وقتی مغز پس از شکستهای مکرر، مسیر دوپامین را برای جستوجوی راهحل میبندد و حتی اگر راهی وجود داشته باشد، آن را نمیبیند. جالب است که در آزمایش سگهای الکتروشوک، سگی که کنترل داشت نجات پیدا کرد و سگی که خاموش مانده بود، در قفس باز هم کنار کشید. آیا ما هم در قفسِ باز نشستهایم؟
راهکار:
این مصرع را میتوانی به تصویر بکشی: آدمی در قاب یک پنجرهی بسته؛ اما نکتهای که شاید دید را عوض کند این است که نبودِ راه و پناه، یعنی آزادیِ مطلق از انتخابهای اجباری؛ شاید اینجا شروع یک مسیر تازه باشد.