آیا رنج کشیدن ما را عاقلتر و شادی دیوانهمان میکند؟:
به این در روانشناسی میگویند «واقعگرایی افسردگی»: در آزمایشها، افراد افسرده نسبت به افراد شاد، تخمین دقیقتری از میزان کنترل و احتمال موفقیت خودشان دارند. خوشبینیِ مزمن همان «توهم مثبت» است که ذهن را کور میکند. جالبتر اینکه فعالیت سیستم دوپامینی در حالت شادی، الگوی فکری را از عمیق و تحلیلی به سریع و سطحی تغییر میدهد؛ یعنی شادی واقعاً نوعی «دیوانگیِ ملایمِ» شناختی است. اما رنج فقط وقتی عاقلکننده میشود که به بازاندیشی تبدیل شود، نه هر دردی. آیا خرد و شادیِ بیقید میتوانند با هم جمع شوند؟
راهکار:
این جمله نیمهدرست است؛ در روانشناسی به «واقعگرایی افسردگی» اشاره دارد، ولی رنجِ تنها عاقلکننده نیست. رشد پس از آسیب وقتی رخ میدهد که فرد رنج را پردازش کند و از آن معنا بسازد. شادی هم لزوماً توهم نیست؛ میتواند آستانه خلاقیت و انعطاف را بالا ببرد.