معنی «اگه فهمیدی، فهمیدی» و توضیح ندادن در رابطه:
در علوم شناختی به این «توهم شفافیت» (Illusion of Transparency) میگویند: مغز آدمی تصور میکند نیتها و احساسات درونیاش برای دیگران واضح است، در حالی که آزمایشها نشان میدهد غریبهها و حتی دوستان نزدیک فقط کمی بهتر از شانس حدس میزنند. وقتی میگویی «اگه فهمیدی، فهمیدی»، در واقع داری روی رمزگشایی ذهنی طرف مقابل شرط میبندی؛ اما مغز او با حجم عظیمی از سوگیریها دنیا را میبیند. فهمیدنِ بدون توضیح، اتفاقِ نادرِ دو ذهنی است که هر دو به یک نقشهی پنهان دسترسی دارند؛ وگرنه سکوت، سوءتفاهم را از هر توضیح طولانی بلندتر پخش میکند.
راهکار:
این جمله در واقع یک «آزمون همفرکانسی» است؛ اما سکوت گاهی مرز سالم است و گاهی دیواری که طرف مقابل بیخبر به آن کوبیده میشود. مرز این دو از پاسخِ کسی پیدا میشود که توضیح نمیدهد: آیا سکوتش از اعتماد به فهمِ طرف مقابل است، یا از ترسِ رو شدن؟