دانستم که هیچکس نمیتواند من را واقعا بفهمد،اکنون که به زندگی خودم از دید دیگری فکر میکنم میفهمم،تمام زندگی من شرم بوده ، من از انسان بودن شرمگین بودم حتی از اینکه انسان نامیده شوم خجل بودم ، تمام چیز هایی که داشتم را از دست دادم،تنها چیزی که برایم مانده است همین تنهایی است، اما هیچ پشیمانی ندارم ، تنها چیزی که از دست داده ام انسانیتی بود که از همان اول هم نداشتم ، گناه من متفاوت بودن بود، متفاوت به دنیا آمدن.⁴
واهی️
واهی️
2.4
تنهایی فلسفی احساس متفاوت بودن تنهایی عمیق پشیمانی ندارم شرم از انسان بودن آیا میدانستید که مغز انسان برای «همنوایی اجتماعی»...