درد فداکاری بینتیجه: سوزاندن بهترین روزها برای کسی که لیاقت نداشت:
آیا میدانستید مغز انسان برای توجیه فداکاریهای بیحاصل، «ناهماهنگی شناختی» ایجاد میکند؟ یعنی وقتی کلی وقت و انرژی صرف کسی میکنیم که ارزشش را ندارد، ذهن ما به جای اعتراف به اشتباه، آن شخص را در نظرمان بزرگتر و ارزشمندتر جلوه میدهد تا از حس پشیمانی فرار کند. در روانشناسی به این «تله سرمایهگذاری» میگویند: هرچه بیشتر ببازی، سختتر میتوانی ببازی. این جمله دقیقاً عکس آن فرآیند را نشان میدهد – واقعبینی تلخ بعد از پایان وابستگی. سوالی که پیش میآید: چند بار دیگر قرار است همان روزهای قشنگ را برای بخاریهای بیگرما بسوزانیم؟
راهکار:
این جمله تلنگر تلخی است به «خطای هزینه غرقشده»: وقتی زمان و احساسات را برای کسی خرج میکنیم که ارزشش را ندارد، سخت است دست بکشیم چون قبلاً خرج کردهایم. اما حقیقت این است که روزهای سوختهشده برنمیگردند؛ تنها راه این است که از امروز آتش نزنیم. میتوانی این حس را به یک سوال تبدیل کنی: «چطور تشخیص دهم دارم برای کسی میسوزم که خودش توی عرق دیگران غرق است؟»