تنهایی و خدا: سه حرفی که سکوتش از هر کلامی پربارتر است:
در روانشناسی، تنهایی مزمن همان نواحی مغزی را فعال میکند که درد فیزیکی فعال میکند؛ یعنی مغز تنهایی را مثل زخم تجربه میکند. در الهیات اسلامی اما خداوند بینیاز از توصیف است و عرفا میگویند دقیقاً در همین خلأ و سکوت، «حضور» رخ میدهد. زبان برای پر کردن تنهایی ساخته شده یا برای تحمل آن؟
راهکار:
تنهایی را میتوان جای خالیای دید که قرار نیست لزوماً پر شود، بلکه قرار است در آن صدای خودت را بشنوی؛ خدا در همین سکوت کمتر حرف میزند و بیشتر شنیده میشود.