طنین یک بال شکسته
دریاب، که گناه چونان زنجیری نامرئی او را میکشید، هر روز کنارش بود؛ موهایش را میبافت، نجوا میکرد، و اشک میریخت.
تا آن روز که ندای گریههایش، کیمیاگرِ روح شد. سَروین چشمانش را گشود، تمام حرفهای او را شنیده بود و از شدت دلتنگی به هوش آمده بود. پس از بهبودی، او به عنوان پری بدون بال، زندگی جدیدی آغاز کرد، اما دریاب دیگر اجازه تنهایی نمیداد و او را چونان سنگ قیمتی گرانبها حمل میکرد. ️
دریاب، که گناه چونان زنجیری نامرئی او را میکشید، هر روز کنارش بود؛ موهایش را میبافت، نجوا میکرد، و اشک میریخت.
تا آن روز که ندای گریههایش، کیمیاگرِ روح شد. سَروین چشمانش را گشود، تمام حرفهای او را شنیده بود و از شدت دلتنگی به هوش آمده بود. پس از بهبودی، او به عنوان پری بدون بال، زندگی جدیدی آغاز کرد، اما دریاب دیگر اجازه تنهایی نمیداد و او را چونان سنگ قیمتی گرانبها حمل میکرد. ️
1.0
عاشقانه فانتزی و تخیلی ارتباط عاطفی دگرگونی پری بی بال شفابخشی روحی در این متن زیبا، نویسنده به ظرافت به مفهوم 'شفابخش...