عزیز شدن بعد از مرگ؛ طعنه به ریاکاری زندهها:
پارادوکس «تقدیر پس از مرگ»: مغز ما پس از فقدان، خطاهای گذشته را کمرنگ و خوبیها را پررنگ میکند؛ به این «سوگیری قهرمانسازی پس از مرگ» میگویند. همین باعث میشود ون گوگ در زمان حیات فقط یک نقاشی بفروشد و بعد از مرگ افسانه شود. پس محبوبیت زیر خاک، بیشتر از عشق به مرده، محصول پشیمانی زندههاست. آیا مردگان را دوست داریم یا ترس از نابودی خودمان را؟
راهکار:
این متن پدیده «قهرمانسازی پس از مرگ» را روایت میکند: ارزشگذاری واقعی را به بعد از نبودمان موکول میکنیم. بهجای ماندن در این تلخی، میتوانی آن را به یک قطعه کوتاه درباره «تمجیدهای دیرهنگام» تبدیل کنی؛ مثلاً سه چیز کوچک که همین امروز میتوان از آدمها قدردانی کرد، اما معمولاً تا سنگقبر به تعویق میافتد.