زخم زدن عاطفی؛ وقتی فکر میکردم مرهم منی:
در روانشناسی به این وضعیت «پیوند ضربهای» میگویند؛ مغز در مواجهه با محرکهای متناوب درد و محبت، دوپامین بیشتری نسبت به محبت پایدار ترشح میکند. به همین دلیل فرد به کسی که زخم میزند وابستهتر میشود. آزمایشهای پاولوف نیز نشان داد تقویت نامنظم، قویترین شرطیسازی را ایجاد میکند. زخم زدنِ متناوب، انتظار مرهم را تشدید میکند، نه التیام را. سوال: آیا اعتیاد به امیدِ مرهم، خودش زخم اصلی نیست؟
راهکار:
این بیت را میتوان از منظر نظریه دلبستگی خواند: فردی که زخم میزند، اغلب خودش با زخمهای التیامنیافته آشناست؛ پس «مرهم پنداری» او بیشتر فرافکنی نیاز ماست تا واقعیت او. شاید ادامه شعر این باشد: زخم، آینهای شد برای دیدن فاصله بین انتظار و واقعیت.