نقلقول پدر ژپتو: پینوکیو چوبی بمان، آدمها از سنگاند:
در رمان اصلی ۱۸۸۳ کارلو کلودی، پینوکیو اصلاً معصوم نیست؛ او جیرجیرک سخنگو را با چکش میکُشد. این خشونت نهفته در مسیر «انسان شدن»، احتمالاً همان چیزی است که ژپتو با گفتن «چوبی بمان» از آن بیم داشت. از نظر روانشناسی، «سنگ شدن» آدمها نوعی مکانیسم دفاعی به نام «تحجر عاطفی» است: برای جلوگیری از درد، بیاحساس میشویم، درست مانند سنگ. آیا تراژدی واقعی این نیست که ما چارهای جز این انتخاب نداریم؟
راهکار:
ژپتو شاید به ذات سنگدل آدمها اشاره نمیکند، بلکه به نقاب سنگیای که جامعه به آنها تحمیل میکند. انسان شدن برای پینوکیو، بهجای آزادی، ممکن است او را وادار به پوشیدن همان نقاب کند. تراژدی این است که گاهی «چوبی ماندن» یعنی حفظ همان معصومیتی که آدمها از ترس زخم خوردن، آن را با سنگ عوض کردهاند.