بعد از هر قله یک دره است؛ قصه ای که به دردت می خورد:
در علوم اعصاب به این «عادتپذیری عصبی» میگویند: مغز پس از هر موفقیت، دوپامین را به سطح پایه برمیگرداند و همان قله را «معمولی» میبیند. آمار هم از قانون «بازگشت به میانگین» میگوید: هر نقطهی افراطی بعد از خودش به میانگین برمیگردد، پس دره نه یک اتفاق بد، بلکه پیشبینی ریاضیِ ادامهدار است. سؤال اینجاست: اگر دره قطعی است، پس چرا هنوز از قلهها تعریف میکنیم؟
راهکار:
این متن را میشود بازتعریف کرد: «قله و دره» بخشی از نمودار زندگی است، نه پایان آن. اگر قله را برای انرژی گرفتن نگه داری و دره را برای توقف و بازنگری، آنوقت هر دو به نفع تو کار میکنند؛ چون هیچکدام دائمی نیستند.