عشق ساعتی؛ از شیر پاکتی تا پلنگ صورتی:
در اقتصاد روانشناختی، پدیدهای هست به نام «پارادوکس انتخاب»: وقتی گزینهها بینهایت میشوند (مثل اپلیکیشنهای دوستیابی)، مغز دچار تحلیلبرودگی تصمیم میشود و ارزش هر گزینه کاهش مییابد. شیر پاکتی یعنی شیر دیگر حیوان نیست؛ کالاست. عشق ساعتی هم یعنی عشق از تجربه به کالایی با زمان مصرف مشخص تنزل یافته. رابطهها در این بازار اشباعشده چطور میتوانند عمیق بمانند؟
راهکار:
وقتی شیر و پلنگ بستهبندی میشوند، دیگر شیر و پلنگ نیستند؛ محصول مصرفیاند با تاریخ انقضا. عشق هم اگر در این چرخه بیفتد، به «لحظهای» تقلیل مییابد. شاید راه نجات، آگاهانه زیستن رابطه بهجای مصرف کردن آن باشد.