شعر کوتاه عاشقانه؛ وقتی هر پلک زدن تولدی دوباره است:
تحقیقات عصبشناسی نشان داده که تماس چشمی مستقیم باعث ترشح اکسی توسین و دوپامین در مغز میشود؛ همان مواد شیمیایی که حس اعتماد و لذت را ایجاد میکنند. در واقع هر بار که پلک میزنی، مغز یک «ریست» لحظهای انجام میدهد تا دوباره روی چهرهی مقابل تمرکز کند. پس این واژهی «مردن و زنده شدن» شما نه یک استعاره، که یک فرایند بیولوژیک دقیق است! حالا سؤال: آیا تا به حال با کسی آنقدر چشمدرچشم شدهای که انگار زمان متوقف شده؟
راهکار:
این شعر زیبا، لحظهای از زندهمردن در نگاه را روایت میکند. اگر به دنبال بازآفرینی این حس هستی، پیشنهاد میکنم یک قطعه موسیقی بدون کلام پخش کنی و همان لحظه را با جزئیات بیشتر بنویسی: مثلاً رنگ نگاه، دمای هوا، ضربان قلبت. گاهی یک جملهی ملموس مثل «پلکهایت بادبزنهایی بودند که مرا از این دنیا بیرون میکشیدند» میتواند شعر را برای خواننده ملموستر کند.