سلامتی ساقی و شانس خرابم: نوشجان غمگین:
در شرقشناسی قرن نوزدهم، «می و ساقی» در اشعار حافظ و مولوی نه صرفاً دعوت به بدمستی، بلکه کدی برای تجربهٔ «فنا» و «شکست خودساختگی» بود. جالب اینکه در علم اعصاب، نوشیدن و نیت «نوشجان به خرابی» همان مسیرهای دوپامینیِ پذیرش ریسک و رهایی از بازداری را فعال میکند که مدیتیشن عمیق انجام میدهد. مغز، ویرانی خواستن را گاه با رهایی اشتباه میگیرد. آیا تفاوتی هست؟
راهکار:
در ادبیات پارسی، «خرابی» اغلب استعاره از ویران شدنِ خودِ دروغین و رسیدن به رهایی است. این نوشته را میتوان از زاویهای دیگر دید: نه خودتخریبی، که دعوت به رها کردن نقابها. سلامتی به آن «ویرانیِ رهاییبخش» هم میتواند نوعی مراسم خودشفقتی باشد.