بعد از بارون خون، رنگینکمان امید پیدا میشود:
باران خونی واقعی یک پدیده جوی نادر است که در اثر جلبکها یا ذرات اکسید آهن از صحرا رنگ سرخ میگیرد؛ پس در طبیعت هم گاهی از دل «آسمانی خونین»، پدیدهای شگفتانگیز میبارد. از طرفی رنگینکمان را مدیون شکست نور در قطرات آب هستیم؛ یعنی زیبایی درست از نقطهای آغاز میشود که نور به مانع برخورد میکند. هرکسی رنگینکمان را از زاویهٔ منحصربهفرد خودش میبیند. در رشد پس از سانحه، درست مثل همین خطای دید، آدمها پس از طوفانهای روحی، نور را به رنگهایی تجزیه میکنند که پیش از آن نمیدیدند.
راهکار:
رنگینکمان در بسیاری از اساطیر نماد پیمان پس از طوفان است؛ شاید «باران خون» استعاره از رنجهایی باشد که زمینهساز یک عهد تازه با زندگی میشوند. جالب اینکه در روانشناسی، «رشد پس از سانحه» دقیقاً چنین فرآیندی را توصیف میکند: از دل سختترین بحرانها، ارزشها و قدرتهای جدیدی متولد میشوند.