پیدا کردن جای قلب با عاشق شدن:
در پژوهشهای تصویربرداری عصبی، وقتی به فرد عاشق تصویر محبوبش را نشان میدهند، فعالیت شبکه پیشفرض مغز (DMN) که مسئول نشخوار فکری و حس «من» است، بهطور محسوسی کم میشود؛ همان ناحیهای که دائم از ما میپرسد «من کیستم؟». یعنی «جا نداشتن قلب» یک مجاز ادبی نیست؛ از نظر عصبی، عاشقی یعنی ذهن بهجای دروننگری مدام، به یک هدف بیرونی لنگر میاندازد.
راهکار:
«نداشتن جای قلب» را میتوان اینطور نگاه کرد: عشق قطبنمایی است که به ما نشان میدهد پیش از معشوق هم قلب داشتیم، اما سکوتش را نمیشنیدیم. شاید جذابیت این لحظه در همین است که عاشقی، نقشهی دوبارهای از خودت به تو میدهد.