رمان تهکوک "پارت21" (شکوفه های بارانی)
یونگی:کجا به سلامتی؟
_باید برم کسیو ببینم
یونگی:کیو
_بعدا بهت میگم
یونگی:جونگ کوک لطفا بعدا برو منو با این کرم تنها نذار
_نه نمیشه دیر شده
یونگی:حداقل یچیزی بخور بعد برو حالت بد میشه ها!
_میرم اونجا میخورم.
یونگی:کجا میری حالا؟
_رودخونههان میشه برین بیرون لباسامو عوض کنم؟
سریع حاضر شدم تا اومدم کفش پام کنم جیمین صدام کرد
جیمین:جونگ کوک
️
یونگی:کجا به سلامتی؟
_باید برم کسیو ببینم
یونگی:کیو
_بعدا بهت میگم
یونگی:جونگ کوک لطفا بعدا برو منو با این کرم تنها نذار
_نه نمیشه دیر شده
یونگی:حداقل یچیزی بخور بعد برو حالت بد میشه ها!
_میرم اونجا میخورم.
یونگی:کجا میری حالا؟
_رودخونههان میشه برین بیرون لباسامو عوض کنم؟
سریع حاضر شدم تا اومدم کفش پام کنم جیمین صدام کرد
جیمین:جونگ کوک
️
1.3
عاشقانه فانتزی و تخیلی دیالوگ یونگی و جونگ کوک پارت ۲۱ رمان تهکوک شکوفه های بارانی ...