قوانین متناقض و طنز: همیشه حق با هلن است:
در منطق، ارجاع مداوم قوانین به یکدیگر نوعی «حلقه عجیب» میسازد؛ جایی که سلسلهمراتب قوانین فرو میریزد و همه چیز به یک نقطه جذب واحد میرسد. این ساختار شبیه پارادوکسهای خودارجاع است که در کتاب «گودل، اشر، باخ» بررسی شدهاند. مغز انسان از این تعلیق منطق لذت میبرد، چون تناقض عمدی، بخش طنز و خلاقیت را فعال میکند. اینجا هلن دیگر یک شخص نیست؛ یک اصل موضوعه است که سیستم را از فروپاشی نجات میدهد.
راهکار:
این سیستم قانونگذاری خودارجاع را میتوانی به یک جدول طنز «قوانین زندگی مشترک» تبدیل کنی که همه قوانین در نهایت به یک اصل واحد ختم میشوند: هلن. حتی میتوانی قانون چهارم اضافه کنی که هر اعتراضی به قوانین قبلی، خودش نقض قانون اول محسوب شود.