باخت سنگ فقط بهانهای برای آغوش کاغذ بود:
در نظریه بازیها، سنگ-کاغذ-قیچی یک بازی هممجموع صفر است: هر برد، دقیقاً یک باخت را حذف میکند. اما یافتهی جالب این است که تنها استراتژی پایدار نش، تصادفیسازی کامل است؛ هر الگوی رفتاری تکرارشونده قابل پیشبینی و بهرهبرداری است. پژوهشهای شناختی هم نشان دادهاند انسانها بهطور ناخودآگاه بیشتر از حد تصادف «سنگ» انتخاب میکنند؛ پس آوردن «کاغذ» در واقع یک شکار آماری است. پس باخت سنگ، نه یک اتفاق ساده، بلکه نتیجهی یک سوگیری شناختی بوده است.
راهکار:
در این نگاه، باخت سنگ یک شکست نیست؛ یک انتخاب برای نزدیکی است. همین الگو را میشود به جاهایی تعمیم داد که عقبنشینیِ آگاهانه، راه را برای همدلی و صمیمیت باز میکند.