ته وفاداری و عشق؛ وقتی چیزی در آن نیست:
در روانشناسی، «قربانیشدن افراطی» میتواند به اصل «کمسرمایهگذاری متقابل» پهلو بزند: هرچه یک طرف بیشتر بدهد و پاداش متقابل نبیند، ارزیابی او از رابطه منفیتر میشود؛ نه چون عشق بد است، چون ترازوی انتظار/دریافت به هم میخورد. آیا وفاداری بیبازخورد هم عشق است یا عادت؟
راهکار:
این جمله بیشتر از اینکه حکم نهایی درباره عشق باشد، توصیف لحظهای است که انتظار بیپاسخ مانده؛ همانجا «وفاداری» به معیار سنجش دیگران تبدیل میشود و نه انتخاب خودت. اگر این را نقطه شروع بگیری، سؤال بعدی این است: چه بخشی از این «هیچ» واقعاً از دیگران آمده و چه بخشی از توقع بیگفتوگو؟