پایان محرم و قبولی عزاداریها؛ دلنوشتهای برای لباس عزا:
پژوهشهای مربوط به آیینهای سوگ جمعی نشان میدهند که هماهنگی بدنی در عزاداری، مانند سینهزنی و زنجیرزنی، ترشح اکسیتوسین را بالا میبرد و حس تعلق گروهی را موقتاً تقویت میکند. به همین دلیل پایان محرم نوعی «خلأ آیینی» ایجاد میکند؛ انگار جامعه یک لنگر هیجانی مشترک را از دست میدهد. در تاریخ ایران، لباس سیاه برای عزاداری محرم از دوره صفویه به بعد به نشانهٔ جمعیِ وفاداری تبدیل شد.
راهکار:
از منظر روانشناسی جمعی، درآوردن لباس عزا فقط یک تغییر ظاهری نیست؛ بلکه بستن یک پروندهٔ هیجانیِ گروهی است. شاید بتوان این لحظه را مثل پایان یک آیین گذار دید: سوگواره تمام میشود، اما حافظهٔ جمعیِ آن تا محرم بعد در بدن و ذهن جامعه باقی میماند.