وقتی «وطن» را با «ت» مینویسی؛ بار تنها بر دوش یک کلمه:
در خط فارسی، حرف «و» میتواند نماد یک دایرهٔ بسته، شاید جمجمهای یتیم باشد، اما نقطههای بالای «ت» برای ما ایرانیها دلالتی دوگانه دارد: یا دو چشم گریان یا دو سنگ قبر کوچک. شاعر با گفتن «وطن را با ت بنویسید» عملاً از مخاطب میخواهد مفهوم وطن را از حالت انتزاعی خارج کند و زیر آن ردیفی از تنهای دفنشده بچیند. این صنعت بدیعی «شعر دیداری» نام دارد که ردّش را در کتیبههای هخامنشی هم میشود یافت، جایی که شکل حروف تابع معنای نهفته میشد. اگر ملتی زبانش را با خون بنویسد، آیا الفبای جدیدی متولد میشود؟
راهکار:
بازی هوشمندانهای با شکل حروف فارسی انجام دادی. میتوانی این مفهوم را گسترش دهی: اگر «و» وطن را مثل یک چوبهٔ دار فرض کنی، آنگاه گذاشتن «ت» (نماد تَن) زیرش، صحنهای کامل از فدا شدن میسازد. پیشنهاد: یک نسخهٔ تصویری خلق کن که در آن «ت»های بسیاری زیر چوبهٔ «و» دفن شدهاند.