ای که در خاطرِ من، نقشِ نگاهی ماندهای
بیکه دستم بر کفت آید، در نهانی ماندهای
عشق ما را روزگار، از همان آغاز راند
گرچه در قلب من اما، جاودانی ماندهای
دست بر دستت نبردم، لب به لعلت نرسید
باز هم در جانِ من، شمعِ فشانی ماندهای
گفته بودم، وصلِ ما را، آسمان تقدیر نیست
راست بود این حرف، اما بیکرانی ماندهای
هرکجا رفتم، خیالت همرهِ من بود و هست
در دلِ ویرانِ من، صاحبمکانی ماندهای️
بیکه دستم بر کفت آید، در نهانی ماندهای
عشق ما را روزگار، از همان آغاز راند
گرچه در قلب من اما، جاودانی ماندهای
دست بر دستت نبردم، لب به لعلت نرسید
باز هم در جانِ من، شمعِ فشانی ماندهای
گفته بودم، وصلِ ما را، آسمان تقدیر نیست
راست بود این حرف، اما بیکرانی ماندهای
هرکجا رفتم، خیالت همرهِ من بود و هست
در دلِ ویرانِ من، صاحبمکانی ماندهای️
-
عاشقانه شعر جاودانگی عشق در دل نقش نگاه در خاطر وصل تقدیر نیست روانشناسان این را «اثر زیگارنیک» مینامند: ذهن ان...