من نسخه دخترانه تو بودم؛ یعنی چه؟:
در علوم شناختی، «خود» یک روایت بازنویسیشونده است، نه یک ذات ثابت. وقتی میگویی «من ورژن تو بودم»، دقیقاً داری از «خودِ روایی» حرف میزنی؛ یعنی مغزت هویت را مثل کپیای از یک شخصیت مهم بازسازی میکند. پژوهشهای «نظریه ذهن» هم نشان میدهد قشر پیشپیشانی وقتی به خودت فکر میکنی و وقتی دیگری را درک میکنی، همان نواحی فعال میشوند؛ پس «شبیه تو بودن» یک استعاره ادبی نیست، یک مکانیزم عصبی است. حالا سؤال این است: ما عاشق کسی میشویم که شبیه خود ماست یا شبیه تصویری که از خودمان آرزو داریم؟
راهکار:
این جمله را با یک مثال کوچک ملموستر کن؛ مثلاً «من هم مثل تو قهوه تلخ دوست دارم، فقط موقع خندیدن دستم را جلوی دهانم میگیرم.» این کار به مخاطب حس آشنایی و نزدیکی میدهد.