شرایطی که نمیگذارد ولت کنی:
این جمله دقیقاً توصیف «ناتوانی آموختهشده» (Learned Helplessness) است: وقتی ذهن بعد از شکستهای مکرر باور میکند که هیچ تلاشی برای خروج مؤثر نیست، حتی اگر راه فرار باز باشد. سلیگمن در آزمایش سگها نشون داد شرطی شدن به ناتوانی، واکنشهای فرار رو کاملاً از بین میبره. سوال: آیا تا به حال به این فکر کردهای که یک «شکست کوچک» در مسیر ترک، زنگ خطر برای تغییر الگوست یا تأییدی بر ناتوانی؟
راهکار:
این حس گیر افتادن اغلب از «سندروم هزینه غرقشده» میاد: ترس از دست دادن سرمایهگذاری عاطفی قبلی باعث میشه نادیده بگیری که ادامه دادن هزینهی بیشتری داره. راهش اینه: تصور کن امروز برای اولین بار با این آدم روبرو شدی، با شرایط فعلی، بازم انتخابش میکردی؟