گلی که وقت آب دادن نداری نکار؛ درس مسئولیتپذیری عاطفی:
در اقتصاد رفتاری به این وضعیت «خطای برنامهریزی» میگویند؛ انسانها هنگام شروع، منابع آیندهشان را ۳۰ تا ۵۰ درصد بیش از حد برآورد میکنند. مغز برای شروع تازه، فوراً دوپامین ترشح میکند، اما هزینهی نگهداری را به حساب نمیآورد. نتیجه همین است: باغچههایی پر از گلهای نیمهجان که روزی با شوق کاشته شدهاند.
راهکار:
این جمله در واقع نوعی سپر دفاعی ذهنی است؛ آدمها از ترس نیمهکاره رها کردن، اصلِ کاشتن را انکار میکنند. از این زاویه، مشکل همیشه بیوقتی نیست، بلکه پیشبینی نکردن هزینههای نگهداری است.