شعر اقوام ایران: از فقر بلوچ تا جرأت بختیاری:
در روانشناسی جمعی، ترکیب چندین هویت مجروح در یک «زخم ملی» قدرتمندترین مکانیسم بقاست. شعر شما با لیست کردن دردهای منطقهای، یک فراهویت تجزیهناپذیر ایرانی میسازد. جالب اینکه از دیدگاه عصب-زبانشناسی، تغییر ناگهانی از نمادهای رنج (دریاچه خشک) به غرور (بختیاری) باعث جهش دوپامین در مغز خواننده میشود. آیا وحدت واقعی بر زخمهای مشترک بنا میشود یا رویاهای مشترک؟
راهکار:
شعرت ایران را مثل یک بدن زخمی اما پرغرور به تصویر کشیده. اگر هر درد را به یک «اَبَرقدرت» تبدیل کنی چه؟ مثلاً دریاچه خشک نماد «تابآوری» شود و بال بریده، داستان «پرواز به شکلی تازه». اینطوری شعرت همزمان مرهم و مشعلی برای همه اقوام خواهد بود.