حق با ویگن بود: خندهای که بعد از تو از لبهایم پر کشید:
آگهی فوت ویگن در سال ۱۳۸۲ در روزنامهها چاپ شد، اما «مرگ» او در دل میلیونها ایرانی از سالها قبل رقم خورده بود: وقتی ترانههایش تنها مرهم دلتنگیهای نسلی شد که حالا خنده را با شکوه از دست داده بود. جالب است بدانید خندهٔ اصیل (دوچن) در سوگ واقعی نه با فراموشی، که با بازتعریف رابطه با غایب بازمیگردد—فرآیندی که خود شعر این کاربر در حال انجام آن است.
راهکار:
در روانشناسی سوگ، گاهی خنده نهتنها خیانت به غایب نیست، بلکه عمیقترین شکل ادای دین است؛ چون نشان میدهد او چنان در تو زنده است که حتی در شادیهایت حاضر است. غم ویگن را بشنو، اما بگذار لبانت دوباره بخندند—این بهترین پاسخ به ترانهاش است.