کاش بعضی آدمها مثل اسب وفادار بودند؛ روایت ضربه از پشت:
در مطالعات علوم اعصاب، خنجر زدن از پشت یک رفتار تکاملی قدیمی است: در نخستیهای اجتماعی، ائتلافهای پنهان اغلب امنتر از رویارویی مستقیم بودهاند. اما اسبها به خاطر گلهزیستی، وفاداری را بهعنوان مکانیزم بقا یاد گرفتهاند، نه انتخاب اخلاقی. جالبتر اینکه اسبها میتوانند حالات چهره و صدای آشنا را بعد از سالها به خاطر بسپارند، اما هرگز نقشهی پنهانی نمیچینند. شاید وفاداری مطلق فقط در جایی ممکن است که رقابت وجود نداشته باشد؛ آیا ما میتوانیم بدون رقابت با هم زندگی کنیم؟
راهکار:
شاید بعضی آدمها از پشت خنجر میزنند چون قبلاً از جلو زخم خوردهاند؛ وفاداری برایشان انتخاب نیست، ریسک است. نکتهی تلخ اما آزادکننده: وفاداری اسبها غریزهی بقاست، نه فضیلت اخلاقی؛ پس مقایسهی انسان با اسب، انتظاری ناعادلانه از یک نخستیِ اجتماعی است.