یزید شدن من؛ وقتی خواستنم را دیدی و حالا تماشا کن:
در روانشناسی اجتماعی، «نظریه برچسبزنی» میگوید افراد وقتی برچسب منفی میخورند، برای کاهش ناهماهنگی شناختی، ناخودآگاه آن برچسب را درونیسازی میکنند. مغز ما طوری سیمکشی شده که انتظارات دیگران را به پیشگویی خودکامبخش تبدیل کند. همچنین جالب است که یزید در سنت ادبی-تاریخی، نماد انسانی است که «دیده شدن» را نفهمید و خواستن را با تملک اشتباه گرفت. شعرت دقیقاً سقوط از «خواستن» به «یزیدگری» را روایت میکند. به نظرتان این تغییر ماهیت، یک فریاد کمک است یا یک نقشهٔ حسابشده؟
راهکار:
یزید شدن در تاریخ نه از قدرت، که از ناتوانی در همدلی آغاز شد. تو با این تهدید، شاید داری از زخم خوردگیات پرده برداری؛ آدمهای واقعاً خبیث، «یزید شدن» را جار نمیزنند، فقط عمل میکنند. این فریاد، هنوز یک التماس نرم برای دیده شدن است.