آیا واقعاً نباید به هیچکس اعتماد کرد؟:
جالب است بدانید پدیدهٔ «ترس از خیانت» از نظر تکاملی ریشه در بقا دارد: در گذشته، یک خیانت میتوانست به مرگ منجر شود. اما امروز، مغز ما واکنش مشابهی به خیانت عاطفی نشان میدهد: فعال شدن همین نواحی درد فیزیکی. پژوهشها نشان میدهد افرادی که پس از خیانت دوباره اعتماد میکنند، شانس بیشتری برای ترمیم رابطه دارند. سوال اینجاست: آیا هزینهٔ انزوا از هزینهٔ ریسک اعتماد بیشتر است؟
راهکار:
این نگاه کاملاً سیاه، ریشه در تجربهٔ تلخ خیانت دارد. اما از منظر روانشناسی، اعتمادِ هوشمندانه (نه کورکورانه) یک مهارت است. میتوان به جای «هیچکس»، مرزهای امن تعریف کرد: اعتماد تدریجی با آزمونهای کوچک. کتاب «اعتماد» از دیوید دسوزا را پیشنهاد کنیم؟