پایان عشق با کسی که گفت نگران نباش:
در روانشناسی، پدیده «تلاش معکوس» میگوید هر چه بیشتر بخواهیم نگران نباشیم، بیشتر در دام نگرانی میافتیم. اما جالب اینجاست که گاهی همان کسی که به ما میگوید «نگران نباش»، خودش به نقطهای از امنیت تبدیل میشود که دیگر نیازی به نگرانی نیست. این پارادوکس رو چطور توجیه میکنید؟
راهکار:
این جمله رو میشه اینطوری بازنویسی کرد: «آخرش با کسی میمونی که بهت یاد داد آرامش رو، حتی وقتی خودش دلیلی برای نگرانی داشت.» تجربهات از این «نگران نباش»های سرنوشتساز چطور بوده؟