عشق بعد از مرگ در نسیم؛ شعری که ردش میماند:
بر اساس فیزیک ترمودینامیک، هر نفسی که میکشید شامل مولکولهایی است که روزگاری در ریهی انسانهای دیگر بوده؛ پس «نسیمی که شانه را میلرزاند» از نظر اتمی واقعاً میتواند حامل ذرات یک عاشقِ مرده باشد. اطلاعات در سیاهچاله هم نابود نمیشود؛ چه برسد به عشق.
راهکار:
این متن را میتوان یک «معادلهی بقای عشق» دانست؛ جایی که عشق نه در جسم، بلکه در حرکت هوا و لرزش شانهها بازتعریف میشود. برای گسترش این ایده، میتوانی نسخهی معکوسش را بنویسی: اگر نسیمی شانهات را لرزاند، یعنی من هنوز نیامدهام ولی در راهم.