من عوض نشدم؛ نسخه قبلیام نیستم:
روانشناسی «خودِ روایی» را داستانی میداند که هر مخاطب نسخهای متفاوت از آن میشنود؛ پژوهشها هم نشان میدهند مردم بسته به نقش و زمینه، صفات متفاوتی فعال میکنند (اثر پروتئوس). پس «نسخه قبلی» همیشه هویت ثابت نیست، ترکیبی از سازگاری موقعیتی است. کدام سازگاری از مرز اصالت میگذرد؟
راهکار:
بازتعریف: جمله بیشتر از تغییر، از مدیریت دسترسی حرف میزند؛ نسخه قبلی حذف نشده، فقط عمومی نشده. آن را به قاعدهای روشن تبدیل کن: برای هر رابطه سطح مشخصی از انرژی و آسیبپذیری تعریف شود تا «نسخه قبلی» به خاطرهای امن و نه زخمی تازه تبدیل شود.