از ناجی تا اهریمن؛ چرا اعتماد ما شکست؟:
در روانشناسی به این «اثر لوسیفر» میگویند: همان فرایندی که زیمباردو در آزمایش زندان استنفورد نشان داد؛ نقشها و موقعیتها میتوانند ناجی را به اهریمن تبدیل کنند. جالبتر اینکه مغز ما وقتی یک بار کسی را «ناجی» بداند، خطای تأیید باعث میشود نشانههای خطر را نادیده بگیریم تا ناهماهنگی شناختی ایجاد نشود. یعنی شما فقط شاهد تغییر او نیستید؛ شاهد مکانیزم بقای ذهنی خودتان هم هستید. آیا «ناجی بودن» همیشه یک نقاب است؟
راهکار:
شاید او عوض نشده؛ فقط نقابی افتاده. «ناجی بودن» گاهی یک قرارداد ناخودآگاه بود که هر دوی شما قبول کرده بودید. این تلخ است، اما آزادیبخش هم هست؛ چون دیگر لازم نیست نقش قربانی را هم بازی کنی.