فرق نیم رو و چند رو؛ مرز باریک حریم شخصی و دورویی:
در نظریه نمایشی گافمن، هر تعامل یک صحنه است و آدمها بین «پشت صحنه» و «جلوی صحنه» جابهجا میشوند. نیمرو بودن یعنی کنترلِ افشای اطلاعات، اما چندرو بودن یعنی نقض انسجام نقش. مغز انسان برای تشخیص این ناهماهنگی از قشر سینگولیت قدامی استفاده میکند؛ همان بخشی که خطاهای پیشبینی را مییابد. جالب اینجاست که در مذاکره، ابهام استراتژیک قدرت چانهزنی را بالا میبرد، اما فقط تا وقتی که به عنوان فریب تعبیر نشود.
راهکار:
نیمرو بودن یعنی داشتن حریم خصوصی و گزینشی بودن در افشای خود؛ چندرو بودن یعنی باج دادن به هر جمع برای تأیید گرفتن. مرز این دو در «ثبات ارزشها»ست، نه در تعداد نقشها. اگر نقشها عوض شوند اما ارزشها ثابت بمانند، نیمرویید؛ اگر ارزشها هم عوض شوند، چندرویید.