بودن و ماندن؛ چرا ماندن گاهی شکنجه است؟:
در اقتصاد رفتاری به این «اثر لنگر» و «زیانگریزی» میگویند: مغز انسان حتی وقتی شرایط دردناک است، جابهجایی را بهخاطر ترس از دست دادن وضعیت آشنا نمیپذیرد. از منظر تکاملی، اجداد ما غار تاریکِ امن را به درهی ناشناخته ترجیح میدادند؛ همان مدار که امروز ماندن را شکنجه میکند. این یک خطای محاسباتی قدیمی است.
راهکار:
در ادبیات روانشناختی به این وضعیت «ماندگاری سمی» میگویند؛ جایی که ترس از تغییر، ناراحتیِ آشنا را به ریسکِ ناشناخته ترجیح میدهد. از نگاه فلسفی، این جمله مرز میان «بودنِ صرف» و «زیستنِ واقعی» را نشانه میگیرد: ماندن وقتی شکنجه است که به عادتِ بدون معنا تبدیل شده باشد.