چرخش روزگار: وقتی زمانه عجیب میچرخد:
در نظریه آشوب، اثر پروانهای میگوید بال زدن پروانهای در برزیل میتواند گردبادی در تگزاس ایجاد کند. علیرغم پیشرفت علم، زنجیرههای علت و معلول چنان پیچیدهاند که نتیجه نهایی تقریباً غیرقابل پیشبینی باقی میماند؛ دقیقاً مثل چرخش روزگار که عجیب و نامنتظره مینماید. اگر معادلهاش را میفهمیدیم، آیا هنوز هم این همه حس شگفتی داشت؟
راهکار:
شاید عجیبترین قاعدهٔ جهان همین باشد: قطعیتی وجود ندارد. وقتی دست از پیشبینی برداری و رقص تصادفی روزگار را بپذیری، تازه آزادی را در رها کردن کنترل تجربه میکنی. این نوسانها تهدید نیستند، امضای زنده بودناند.