آرزوی یک شب بیپایان: غم فلسفی:
در اساطیر نورس، راگناروک با یک زمستان سهساله و سپس تاریکی مطلق آغاز میشود، مفهومی از پایان چرخهها که شب صبحی ندارد. در فیزیک، اگر در یک سیاهچاله سقوط کنید، از دید ناظر بیرونی زمان شما در لحظهای از شب ابدی متوقف میشود. آیا این آرزو برای فرار از چرخه روز و شب، در نهایت طلب فرار از خود «تغییر» نیست؟
راهکار:
این حس را میتوان به عنوان یک آرزوی استعاری برای توقف زمان در لحظهای خاص تفسیر کرد، نه لزوماً پایان مطلق.