احساس عاشقانه: وقتی کسی نیمه گمشدهات میشود:
مفهوم «نیمهی دیگر» از یونان باستان آمده؛ آریستوفان در ضیافت افلاطون گفته انسانها دو نیم شدهاند و عشق جستوجوی نیمهی گمشده است. اما عصبشناسی امروز میگوید احساس یکی بودن فقط استعاره نیست: هنگام همدلی عمیق، امواج مغزی دو نفر در باند گاما همزمان میشود و مغز مرز خود و دیگری را کمرنگ میکند. نکتهی جالبتر این است که نور کم شمع با گشاد کردن مردمک، مغز را برای حس صمیمیت بیشتر آماده میکند؛ پس شمع فقط یک عنصر رمانتیک نیست، یک مداخلهی ناخودآگاه برای نزدیکی بیشتر است.
راهکار:
این جمله را میتوان اینطور بازخوانی کرد: «نیمهی دیگر» لزوماً کسی نیست که تو را کامل کند؛ بلکه کسی است که سیستم عصبیات با او هماهنگ میشود و در آن هماهنگی، مرز میان من و تو موقتاً محو میشود.