بیداری پیش از طلوع؛ نماز صبح و انتظار فرج:
انتظار طولانی در مغز، مانند شرطبندی روی پاداش نامعلوم، دوپامین ترشح میکند؛ برای همین امید حتی بدون تحقق فوری، انگیزهبخش است. از طرفی خواب سپیدهدم با چرخه کورتیزول و ملاتونین در تعارض است و بیداری پیش از طلوع، ریتم شبانهروزی را بازتنظیم میکند. در فقه نیز طلوع فجر مرز شرعی نماز صبح است؛ پس ترکیب انتظار و خواب یک پارادوکس واقعی میسازد: منتظری که در لحظه وقوع غایب است. آیا انتظارِ بیعمل میتواند انتظار باشد؟
راهکار:
این متن را میتوان یک بازتعریف ظریف از انتظار دانست؛ انتظارِ ظهور نه یک حالت منفعل و خوابآلود، بلکه وضعیتی فعال است. همانطور که منتظرِ سحر باید پیش از طلوع بیدار باشد، منتظرِ فرج هم باید پیش از واقعه، اهل عمل و آمادگی باشد. استعاره «خوابِ پس از طلوع» غفلت از لحظهای است که مدتها چشمبهراهش بودیم.