نقطه ویرگول؛ خواستار پایان و محکوم به ادامه:
اثر زیگارنیک در روانشناسی نشان میدهد مغز کارهای ناتمام را تقریباً دو برابر کارهای کاملشده به خاطر میسپارد؛ درست مثل نیمهجملهای که با نقطهویرگول باز مانده است. از طرفی در ادبیات، همین نشانه برای اتصال دو جملهای به کار میرود که هرکدام میتوانستند مستقل تمام شوند؛ پس «ادامه اجباری» همیشه ادامهی بیمعنا نیست، بلکه یک مکث فعال است. اگر مغز اینقدر عاشق ناتمامی است، چرا حس میکنیم نقطهی پایان امنتر است؟
راهکار:
نقطهویرگول در زبان نشانهٔ توقفِ کوتاه است، نه پایان؛ یعنی جمله حق دارد ادامه پیدا کند حتی اگر نویسنده خسته باشد. شاید این نشانهٔ محکومیت نیست، بلکه فرصتی برای یک عبارت تازه بعد از مکث است.