من فقط یک نقطه ام در بی نهایت تو:
آیا میدانستید در کیهانشناسی، گاهی نقاط تکین (singularity) مانند سیاهچالهها دارای جرم بینهایت در یک نقطه صفر هستند؟ این دقیقاً همان پارادوکس توست: در عین بینهایت بودن حضور، فقط یک نقطهای. جالب اینکه در فیزیک کوانتوم، یک ذره میتواند همزمان در همه جا باشد (برهمنهی) تا زمانی که مشاهده شود و به یک نقطه تبدیل گردد. آیا این تشابه با حس 'با تو بودن از اینجا تا همین جا' را میبینید؟
راهکار:
این پارادوکس زیبا نشان میدهد که عشق واقعی در عین وسعت، در کوچکترین ژستها معنا مییابد. مثل یک نگاه که تمام جهان را در خود دارد.